محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
55
مجمع الانساب ( فارسى )
فلاسفه در شهرى جمع شدند كه آن را « ماقدونيه » گويند و آن شهر را « مدينة الحكم » گفتندى . و بلاد ايشان در جزاير درياها بود و چون آب غالب شد ، زمين ايشان [ را ] آب گرفت ، و به قسطنطنيه آمدند و كتب حكمت آنجا نقل كردند و ملك روم به جهت ايشان كليسيايى بساخت و آن را « دار المعلمه » خوانند و ايشان را در كليسيا بنشاند و ادرار داد . و بلاد روم [ را ] انواع و اصناف بسيار است و از ايشان « افرنج » قومىاند كه ايشان را قوّتى تمام هست و سلاحهاى ايشان در غايت خوبى است . و ايشان از غايت جرأت بر بلاد اسلام استيلا آوردند . نوع ديگر گرجاند ، بر ارمن درونى و ارمن بيرونى استيلا يافتهاند . و ديگر نوع ، اسلان و اهل سرير و باب الابواب و ثغور روساند . و سرير شهرى است بزرگ بر ساحل درياى طبرستان كه پارسيان آن را « دربند » گويند و ساكنان و ايشان كه بر اين مقام مقيماند مشهورند . و اين شهر از حدود روم است . صفت اهل عرب عرب امتى عظيم و قومى بسيارند و خطّههاى ايشان [ 33 ] وسعتى دارد ، و زمين ايشان را « جزيرة العرب » خوانند از بهر آنكه درياها و جزاير به دو محيط است . و فرات از زمين روم بيرون مىآيد و ناحيت قيس ظاهر مىشود ، و به اطراف حيره فرو مىآيد ، و از آنجا به سواد عراق مىرود تا در ناحيت عراق چون بصره و ابله به دريا مىرود ، و به بلاد عرب مىآيد ، به ساحل جده و ساحل مدينه تا به قلزم رسد و از آنجا مىكشد تا مصر . على الجمله بلاد عرب بسيط و عريض است و آفريدگار تعالى اين امت را از جملهء امتان برگزيده است و بر اخلاق حميده و سخاوت و شجاعت مخصوص گردانيده ، و كدام فخر و شرف باشد برابر آنكه محمّد مصطفى - عليه افصل الصلواة و اكمل التّحيات - از ميان ايشان مبعوث گشته و كلام حق به لغت ايشان فرو آمده ؟ و در قديم الدّهر ايشان را از ملك و تخت ، حظى وافر بوده ، چنانكه از ملوك جهان نقل كردهاند كه ملوك عرب را « تبّع » گفتندى و اين تبّعان به بسطت ملك و كثرت حشم ، مخصوص بودهاند و به اطراف و اكناف عالم رسيده و حق جلّ و علا ذكر ايشان در قرآن مجيد فرموده كه :